اروپای مدرن درواقع اروپایی است که مادر فرهنگ مدرن است؛ مادر لیبرالیسم، پارلمانتاریسم، فرهنگ جدید، هنر مدرن، کاپیتالیسم و اقتصاد مدرن است. آمریکا نه مولّد این شئون تمدنی مدرن، بلکه مصرفکننده آنها بود. اما وقتی اینها به آمریکا رفت، آمریکا شد امّالقرای مدرنیته و لیبرالیسم؛ یعنی آمریکا طفلی را که اروپا متولدش کرده بود، پرورش داد و امروز در شئون تمدنی مدرن از اروپا پیش افتاده است و دارد اروپا را پشت سر خودش میکشاند؛ تا جایی که اروپاییها اصطلاح «تهاجم فرهنگی» را درباره آمریکا استفاده میکنند. (ص ۱۱ – کتاب ماجرای فکر آوینی – وحید یامین پور)
زمین معبر است و نه مقر
زمین مهبط است، نه خانه وصل. در اینجا نور از نار میزاید و بقا در فناست و قرار در بیقراری. زمین معبر است و نه مقر… و ما میدانستیم./ ص ۲۰ کتاب آغازی بر یک پایان – شهید سید مرتضی آوینی
انتظار در مبارزه است
امام (ره) به ما آموخت که «انتظار در مبارزه است» و این بزرگترین پیام او بود، و پس از او، اگر بازهم امیدی مارا زنده میدارد همین است که برای ظهور آخرین حجت حق مبارزه کنیم. امام (ره) ما را آموخت که «عرفان را با مبارزه جمع کنیم» و خود بهترین شاهد بود بر این مدعا که عرفان عین مبارزه است، و از این پس دیگر چه داعیهای میماند برای آنان که عرفان را به مثابه امری کاملا شخصی بهانه واماندگی خویش میگرفتند؟ / صفحه ۱۶ و ۱۷ کتاب آغازی بر یک پایان – شهید سید مرتضی آوینی.
امتیاز اهل حکمت
«زمانآگاهی»، «خودآگاهی تاریخی» و «وقتشناسی» امتیاز اهل حکمت و فضیلت از دیگرانی است که گرفتار عادات روزمره شدهاند. اهل حکمت و فضیلت، به «وقت» که همانا باطن زمان است، وقوف پیدا میکنند و مختصات تاریخی و تمدنی خود و ماهیت حقیقی رخدادهای پیرامون خود را بهتر از هرکسی باز میشناسند؛ آنگاه حکمت از زبان و قلم آنها میتراود و «معلم» دیگران میشوند.